آنکس که نداند و نداند که نداند در جهل مرکب ابدالدهر بماند
آنکس که نداند و بداند که نداند لنگان خرک خویش به منزل برساند
آنکس که بداند و نداند که بداند بیدارش نمایید که بس خفته نماند
آنکس که بداند و بداند که بداند اسب شرف از گنبد گیتی بدواند
البته ترجمه امروزی این شعر اینجوری است
آنکس که بداند و بداند که بداند باید برود غازبه کنجی بچراند
آنکس که بداند و نداند که بداند بهتر برود خویش به گوری بتپاند
آنکس که نداند و بداند که نداند با پارتی و پول خر خویش براند
آنکس که نداند و نداند که نداند بر پست ریاست ابدالدهر بماند