عاشقان امام حسین(ع)

امام حسین بیشتر از آب تشنه لبیک بود ولی افسوس که به جای افکارش زخم های تنش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی نامیدند  (شریعتی)

ان کس که نداند و نداند که نداند

آنکس که نداند و نداند که نداند         در جهل مرکب ابدالدهر بماند
آنکس که نداند و بداند که نداند         لنگان خرک خویش به منزل برساند
آنکس که بداند و نداند که بداند         بیدارش نمایید که بس خفته نماند
آنکس که بداند و بداند که بداند          اسب شرف از گنبد گیتی بدواند

البته ترجمه امروزی این شعر اینجوری است

آنکس که بداند و بداند که بداند                   باید برود غازبه کنجی بچراند

آنکس که بداند و نداند که بداند                   بهتر برود خویش به گوری بتپاند

آنکس که نداند و بداند که نداند                    با پارتی و پول خر خویش براند

آنکس که نداند و نداند که نداند                    بر پست ریاست ابدالدهر بماند


مرگ

 

.. نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد ... نمیخواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت ... ولی بسیار مشتاقم ... که از خاک گلویم سوتکی سازد ... گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش ... تا که پی در پی دم گرم خویش را بر گلویم سخت بفشارد .... و سراب خفتگان خفته را آشفته تر سازد ... تا بدین سان بشکند دائم سکوت مرگبارم را ...

انتظار


 

وقتی دیگر نبود


وقتی که دیگر نبود


من به بودنش نیازمند شدم


وقتی که دیگر رفت


من به انتظار آمدنش نشستم


وقتی که دیگر نمی‌توانست مرا دوست بدارد


من او را دوست داشتم


وقتی که او تمام کرد


من شروع کردم


وقتی که او تمام شد


من آغاز کردم


چه سخت است تنها متولد شدن


مثل تنها زندگی کردن است


مثل تنها مردن


دکتر شریعتی

زندگي تجربه اي ديرين است
كه گهي شاد و گهي غمگين است
آنچه من تجربه دارم در آن
به تو تكرار شدن سنگين است
زمن آموز همان تجربه را
زمن آموز كه عبرت اين است