جهان سوم

دکتر حسابی میگوید:"جهان سوم جاییست که اگر میهنت را آباد بخواهی خانه ات ویران میشود.و اگر آبادی خانه ات را بخواهی باید در ویران سازی میهنت بکوشی."

جهان سوم جایی‌ست که آدم‌ها اگر دل‌شان بگیرد، مجبورند بروند قبرستان، بیمارستان، تیمارستان یا آسایشگاه

سالمندان، تا بفهمند غم‌های بزرگ‌تری هم هست، نکند که دل‌شان هوای شادی کند......

جهان سوم یعنی ما....یعنی جایی که زندگی کردن درآن از مردن مشکل تره.

"پاسخ" اثری ماندگار از فروغ فرخزاد

برروی ما نگاه خدا خنده میزند

هرچند ره به ساحل لطفش نبرده ایم

زیرا چو زاهدان سیه کار خرقه پوش

پنهان ز دیدگان خدا می نخورده ایم

پیشانی ار ز داغ گناهی سیه شود

بهتر ز داغ مهر نمازازسر ریا

نام خدا نبردن ازآن به که زیرلب

بهر فریب خلق بگویی خداخدا

مارا چه غم که شیخ شبی در میان جمع

بر رویمان ببست به شادی در بهشت

اومی گشاید.....او که به لطف وصفای خویش

گویی که خاک طینت ما را زغم سرشت

ادامه نوشته

خبر فوری؛ جهنم فروخته شد،لازم نیست بهشت را بخرید!

در قرون وسطی کشیشان، بهشت را به مردم می فروختند و مردمان نادان هم با پرداخت پول، قسمتی از بهشت را از آن خود می کردند.

فرد دانایی که از این نادانی مردم رنج می برد دست به هر عملی زد نتوانست مردم را از انجام این کار احمقانه باز دارد تا اینکه فکری به سرش زد. به کلیسا رفت و به کشیش مسئول فروش بهشت گفت:

- قیمت جهنم چقدره؟

کشیش تعجب کرد و گفت: جهنم؟!

مرد دانا گفت: بله جهنم.

کشیش بدون هیچ فکری گفت: 3 سکه

مرد فوری مبلغ را پرداخت کرد و گفت: لطفا سند جهنم را هم بدهید.

کشیش روی کاغذ پاره ای نوشت: سند جهنم

مرد با خوشحالی آن را گرفت از کلیسا خارج شد. به میدان شهر رفت و فریاد زد:

-
ای مردم! من تمام جهنم را خریدم و این هم سند آن است. دیگر لازم نیست بهشت را بخرید چون من هیچ کسی را داخل جهنم راه نمی دهم.

اسم ان مرد، کشیش مارتین لوتر بود.